نشریات

گزارش‌ها، پژوهش‌ها و خبرهای تازه از EBA.

برداشت من از کتاب کیمیاگر
نویسنده: شریفه پارسا

برداشت من از کتاب کیمیاگر

توضیحات

از خواندن کتاب «کیمیاگر» این‌گونه می‌فهمم که زندگی فقط گذراندن روزها و رسیدن به خواسته‌های ساده نیست، بلکه هر انسان در زندگی هدفی دارد که باید آن را پیدا کند و برای رسیدن به آن تلاش نماید. این کتاب به من یاد می‌دهد که گاهی ما به خاطر ترس از شکست، حرف مردم، مشکلات زندگی و یا وابستگی به چیزهایی که به آن‌ها عادت کرده‌ایم، از دنبال کردن آرزوهای واقعی خود دست می‌کشیم؛ در حالی که اگر به خودمان باور داشته باشیم و با شجاعت قدم برداریم، می‌توانیم راهی را پیدا کنیم که ما را به هدفمان نزدیک‌ تر سازد.
من از این کتاب فهمیدم که رسیدن به موفقیت همیشه آسان نیست و ممکن است در مسیر زندگی با شکست، ناامیدی، سختی و حتی اشتباه روبه‌رو شویم؛ اما هر مشکل می‌تواند برای ما یک درس باشد و چیزی به ما بیاموزد که در آینده به آن نیاز خواهیم داشت. همچنین فهمیدم که انسان نباید فقط به نتیجهٔ نهایی فکر کند، بلکه باید از مسیر رسیدن به هدف نیز چیزهای زیادی یاد بگیرد و قدر تجربه‌هایی را که در این راه به دست می‌آورد، بداند.
یکی از چیزهایی که برایم در این کتاب مهم بود، این است که گاهی چیزی که ما فکر می‌کنیم مانع رسیدن ما به هدف است، در حقیقت می‌تواند بخشی از راه موفقیت ما باشد؛ چون مشکلات باعث می‌شوند قوی‌تر شویم، بیشتر فکر کنیم و توانایی‌های خود را بهتر بشناسیم.
این کتاب به من نشان می‌دهد که گوش دادن به ندای درون و شناختن خواسته‌های واقعی خودمان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر انسان همیشه فقط به خواسته‌های دیگران توجه کند، ممکن است از مسیر زندگی خودش دور شود. از طرف دیگر، کتاب به من می‌آموزد که امید داشتن به تنهایی کافی نیست و باید در کنار امید، کوشش و عمل نیز وجود داشته باشد. اگر کسی آرزوی بزرگی داشته باشد اما برای رسیدن به آن هیچ قدمی برندارد، آرزو به خودی خود به واقعیت تبدیل نمی‌شود.
بنابراین باید هدف مشخص داشته باشیم، برای آن برنامه‌ریزی کنیم، از فرصت‌ها استفاده نماییم و وقتی با دشواری روبه‌رو شدیم، زود تسلیم نشویم.
من همچنین از این داستان فهمیدم که گاهی انسان چیزهایی را که واقعاً برای خوشبختی به آن‌ها نیاز دارد، در اطراف خودش دارد؛ اما چون همیشه به دنبال چیزهای دور و ناشناخته است، ارزش داشته‌های خود را نمی‌بیند. به همین دلیل باید هم برای آینده تلاش کنیم و هم قدر لحظهٔ حال و نعمت‌هایی را که در اختیار داریم، بدانیم.
کتاب برای من این پیام را دارد که دنیا فقط به اندازهٔ چیزی که ما امروز می‌بینیم محدود نیست و اگر با ذهن باز به زندگی نگاه کنیم، می‌توانیم از اتفاقات کوچک نیز درس‌های بزرگ بگیریم. هر شخصی که وارد زندگی ما می‌شود ممکن است چیزی به ما بیاموزد و هر تجربه‌ای می‌تواند بخشی از شخصیت ما را بسازد.
همچنین فهمیدم که نباید اجازه بدهیم ترس، تصمیم‌های زندگی ما را کنترل کند؛ زیرا اگر همیشه از شکست بترسیم، ممکن است هیچ‌وقت فرصت تجربه کردن و پیشرفت کردن را پیدا نکنیم. البته شجاعت به این معنی نیست که انسان هیچ ترسی نداشته باشد، بلکه یعنی با وجود ترس، بتواند قدم درست را بردارد و برای چیزی که ارزشمند می‌داند تلاش کند.
از نظر من، یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب این است که انسان باید به توانایی‌های خودش اعتماد داشته باشد و باور کند که می‌تواند از مشکلات عبور کند؛ اما در کنار اعتماد به خود، باید صبر و پشتکار نیز داشته باشد، زیرا بسیاری از اهداف مهم در مدت کوتاه به دست نمی‌آیند و نیاز به زمان دارند.
من از خواندن این کتاب فهمیدم که زندگی مانند یک سفر است و در این سفر فقط مقصد اهمیت ندارد، بلکه اتفاقاتی که در مسیر برای ما رخ می‌دهد نیز بخشی از زندگی ماست. شاید بعضی اتفاقات در ابتدا بی‌معنا یا ناخوشایند به نظر برسند، اما بعدها متوجه شویم که همان تجربه باعث رشد ما شده است.
این کتاب همچنین به من یاد داد که برای رسیدن به رؤیاهایم نباید منتظر شرایط کاملاً مناسب بمانم، بلکه باید از همان امکاناتی که دارم شروع کنم و قدم‌به‌قدم جلو بروم؛ زیرا منتظر ماندن برای یک فرصت کامل ممکن است باعث شود سال‌ها بگذرد، بدون اینکه کاری انجام داده باشیم.
در مجموع، من از «کیمیاگر» این برداشت را دارم که هر انسان باید هدف و آرزوی خود را بشناسد، به آن ایمان داشته باشد، برای رسیدن به آن تلاش کند، از شکست‌ها و مشکلات نترسد، از تجربه‌های زندگی درس بگیرد، قدر داشته‌هایش را بداند و در مسیر رسیدن به آرزوهایش صبر و امید خود را از دست ندهد.
زیرا گاهی ارزشمندترین چیزی که انسان در جست‌وجوی آن است، فقط یک مقصد یا یک چیز مادی نیست؛ بلکه دانشی است که در مسیر به دست می‌آورد، تجربه‌ای است که او را پخته‌تر می‌کند و شناختی است که از خودش و زندگی پیدا می‌کند.
به همین دلیل، این کتاب برای من تنها یک داستان دربارهٔ سفر و جست‌وجوی یک آرزو نیست، بلکه یادآوری است که زندگی زمانی معنا و زیبایی بیشتری پیدا می‌کند که انسان هدفی داشته باشد و با امید، تلاش، شجاعت و باور به خودش برای رسیدن به آن قدم بردارد.