نشریات

گزارش‌ها، پژوهش‌ها و خبرهای تازه از EBA.

وقتی امید می ماند
Oct 06, 2026 نویسنده: برشنا رحیمی

وقتی امید می ماند

توضیحات

کتاب انسان در جست‌وجوی معنا برای من یکی از تأثیرگذارترین تجربه‌های مطالعه بود. وقتی شروع به خواندن کردم، فکر می‌کردم فقط یک روایت تاریخی از اردوگاه‌های کار اجباری باشد، اما خیلی زود فهمیدم که این کتاب چیزی فراتر از تاریخ است؛ یک راهنمای زندگی است. ویکتور فرانکل، روان‌پزشک و بنیان‌گذار معنا درمانی، در این کتاب تجربه‌های خود را از دوران اسارت در اردوگاه‌های نازی بیان می‌کند. او نشان می‌دهد که حتی در شرایطی که همه چیز از انسان گرفته می‌شود، باز هم می‌تواند معنایی برای زندگی پیدا کند.

در طول مطالعه، بارها با خودم فکر کردم که اگر من جای او بودم، آیا می‌توانستم امیدم را حفظ کنم؟ این پرسش برایم بسیار جدی بود. چون من هم در زندگی با مشکلاتی روبه‌رو هستم؛ مثلاً نبود امکانات آموزشی یا سختی شرایط اجتماعی. گاهی احساس می‌کنم ادامه دادن خیلی سخت است. اما وقتی دیدم فرانکل در شرایطی بسیار سخت‌تر توانسته معنا پیدا کند، به من امید داد که من هم می‌توانم.

یکی از جمله‌های مهم کتاب این بود: «کسی که چرایی زندگی را یافته، می‌تواند هر چگونه‌ای را تحمل کند.» این جمله برایم مثل یک کلید بود. فهمیدم که باید چرایی زندگی‌ام را پیدا کنم. برای من، این چرایی می‌تواند آرزوی داکتر شدن باشد، یا کمک به مردم و خانواده‌ام. وقتی هدفی داشته باشم، حتی سختی‌ها هم قابل تحمل می‌شوند.

کتاب همچنین به من یاد داد که آزادی واقعی انسان در نگرش اوست. حتی اگر همه چیز از انسان گرفته شود، باز هم می‌تواند تصمیم بگیرد که چگونه به شرایط نگاه کند. این نکته برایم بسیار ارزشمند بود. چون در زندگی روزمره هم ما همیشه نمی‌توانیم شرایط بیرونی را تغییر بدهیم، اما می‌توانیم نگرش خودمان را تغییر دهیم. این نگاه باعث شد بیشتر به افکار و رفتارم توجه کنم و سعی کنم مثبت‌تر باشم.

در بخش‌هایی از کتاب، فرانکل توضیح می‌دهد که انسان‌ها وقتی معنای رنج خود را پیدا می‌کنند، توان تحمل آن را دارند. این موضوع برای من خیلی مهم بود. چون گاهی مشکلات را فقط به‌عنوان مانع می‌بینم، اما حالا یاد گرفتم که می‌توانم آن‌ها را به‌عنوان بخشی از مسیر ببینم. مثلاً وقتی درس خواندن سخت می‌شود، اگر بدانم هدفم چیست، تحمل آن آسان‌تر خواهد شد.

کتاب پرسش‌های زیادی در ذهن من ایجاد کرد. مثلاً اینکه آیا همه انسان‌ها می‌توانند در سخت‌ترین شرایط معنا پیدا کنند؟ یا اینکه معنای زندگی برای هر کس متفاوت است؟ این پرسش‌ها باعث شد بیشتر درباره مفهوم زندگی فکر کنم و حتی با دوستانم گفت‌وگو کنم.

از نظر احساسی، کتاب برایم بسیار تأثیرگذار بود. وقتی داستان‌های اردوگاه را می‌خواندم، غمگین می‌شدم و گاهی اشک در چشمانم جمع می‌شد. اما در همان لحظه‌ها، امیدی که فرانکل از آن صحبت می‌کرد، به من آرامش می‌داد. این ترکیب غم و امید باعث شد کتاب برایم واقعی‌تر و انسانی‌تر باشد.

در پایان مطالعه، احساس کردم این کتاب فقط یک روایت تاریخی نیست، بلکه راهنمایی برای زندگی امروز ماست. من یاد گرفتم که باید همیشه دنبال معنا باشم، حتی در کارهای کوچک روزانه. مثلاً وقتی درس می‌خوانم، باید بدانم چرا این کار را می‌کنم و چه هدفی پشت آن است. این نگاه باعث می‌شود تلاش‌هایم ارزشمندتر شوند.

همچنین فهمیدم که معنای زندگی برای هر کس متفاوت است. برای یکی ممکن است عشق باشد، برای دیگری کار یا خدمت به دیگران. مهم این است که هر کس معنای خودش را پیدا کند. این آزادی در انتخاب معنا، به انسان قدرت می‌دهد.